همسر بهشتی

زن ها فرشته اند...

گره کور ماجرا

چهارشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۸ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



زندگی خوب بدون زحمت به دست نمیاد! 

 

روی این جمله خیلی باید فکر کرد، خیلی باید کار کرد. این جمله رو خیلی باید بولد کرد، پررنگ کرد، یاد داد... تو ناخودآگاه ما جاافتاده که برای هرچیزی باید زحمت بکشیم. از همون بچگی برای نمره خوب درس می خوندیم، برای قبولی کنکور، برای موفقیت تو هر رشته فوق برنامه ای که انتخاب کرده بودیم چه رشته ورزشی بود، چه هنری... بعد از شب بیداری ها و تست زدن ها و آزمون آزمایشی دادن های کنکور، وارد دانشگاه شدیم. از حالا به بعد باید برای فارغ التحصیلی زحمت می کشیدیم، برای معدل الف، برای نمره گرفتن، تحقیق نوشتن، بعد برای مقاطع بالاتر اگه خوندیم... یا اونایی که شاغل شدن برای شغلشون. برای رضایت کارفرما، برای پیشرفت شغلی... اینا رو پذیرفته بودیم. نمره خوب، کار خوب، درس خوب، اثر هنری خوب، رتبه خوب، موفقیت اجتماعی خوب... بدون زحمت به دست نمیاد. خیلی راحت، خیلی طبیعی، بدون هیچ چک و چونه ای تلاش تو این حوزه ها رو قبول کرده بودیم. 

اما نمیدونم چی شده که به زندگی خانوادگی که میرسه کسی توقع زحمت نداره. این فکر اشتباه از کجا اومده و تو ذهن ما جا خوش کرده که ازدواج میکنیم که همه چی بهتر بشه. بله بهتر میشه، مثل دانشگاه رفتن، مثل سر کار رفتن... ولی این بهتر شدن، راحت تر شدن لازمه ش یه زحمتیه. مثل همون دانشگاه رفتن... مثل سر کار رفتن. 

ولی انگار به زندگی که میرسه انگار قرار نیست زحمتی باشه. میخوایم خودمون باشیم با همون اخلاقای گذشته، همون عادت های گذشته... همون تنبلی های گذشته... به علاوه کلی خواسته و آرزو و خیال برای یک زندگی رویایی. بعد هم که نمیشه همه کاسه چه کنم دستشون میگیرن. چی بود این ازدواج؟ چرا کسی نگفت انقدر سخته؟ چرا اونجوری نیست که فکر می کردیم...

ما آدم تلاش کردن نیستیم!

یعنی هستیم ها، همون خانم شاغل، برای رضایت رییس و قوانین محیط کارش شش صبح بیدار میشه تا هفت و نیم برسه سر کار، هر روز هفته... سخته، خیلی سخت. ولی تلاش میکنه برای حفظ چیزی که میخواد. برای پیشرفت تو شغلش. رسیدن به اون ایده آل شغلی که مدنظرشه. اما همون خانم اگر خونه دار باشه شش صبح بیدار نمیشه برای همسرش صبحانه حاضر کنه. چه چیزی مگر تغییر کرده؟ ازدواج و زندگی مشترک هم یک فضای و زمینه جدیده، که دنبال موفقیت و پیشرفت هستیم توش. پس باید تلاش کنیم، باید به خاطر از یک سری خوشی ها و راحتی هامون بزنیم تا یه خوشی ها و راحتی های دیگه ای پیدا کنیم. اما یه تفکر غلط خیلی وقته تو ذهن ما جاافتاده، اینکه زندگی باید بدون زحمت خوب باشه!

همون خانم از شب قبل حواسش هست لباسش شسته باشه، اتو باشه، مرتب باشه برای سر کار. هزینه میکنه برای مرتب بودن سر کارش. ابروهاش پرنباشه. صورتش مرتب باشه... اما به لباس تو خونه که میرسه، هرچی راحتم بپوشم. هرچی دم دسته بپوشم... میخواد رنگاش با هم بیاد یانه، شلوارش زانو افتاده باشه یا نه، دامنش قدیمی باشه یا نه... تکراری باشه یا نه.. شوهرم دوست داشته باشه یا نه... اصلا شوهرم چی دوست داره؟ لباس رسمی سر کارمون رو میدونیم. رنگ  واندازه و فرم... اما نمیدونیم لباسی که شوهرمون دوست داره چیه؟ مگه خونه یه حوزه جدید نیست؟ که میخوایم توش موفق بشیم و به آرزوهامون برسیم؟ رویاهامون درباره زندگی محقق کنیم. چرا واسه این یکی تلاش نمیکنیم؟

یک خانم شاغل رو تصور کند که میخواد ارتقای رتبه بگیره تو شرکت محل کارش. چقدر وقت میذاره، چقدر تلاش میکنه، همه فکر و ذکرش میشه اون موفقیت، ایده میزنه، مشورت میگیره، توانایی هاش رو زیاد میکنه، قابلیت هاشو افزایش میده... این عزم جدی، اگه تو زندگی خانوادگی بود، قدرت این رو داشت که یک زندگی در حال طلاق رو نجات بده، چه برسه به خوب کردن یک زندگی معمولی... فقط مشکل اینه که به زندگی خانوادگی که میرسه همه چی باید خودش خوب باشه... خودش خوب بشه... و اگر نشه و نباشه تقصیر هرکسی هست جز ما. 

همه مشکل همین جاست. ما آدم تلاش کردن برای زندگی مشترک نیستیم. شاید چون اصلا تا امروز نمیدونستیم که برای زندگی مشترک هم باید تلاش کرد. همون طور که موفقیت تو کار بدون زحمت به دست نمیاد و اگه بیاد هم پایداری و دوامی نداره، خوشبختی تو زندگی مشترک هم بدون تلاش به دست نمیاد و اگه بیاد، مثل روزهای عقد و ماه عسل و یکی دوسال اول زندگی، این هم دوامی نداره. اگه با زحمت و تلاشمون حفظ و تثبیتش نکنیم. 

گره کور ماجرا همین جاست. اینکه باید برای خودمون جابندازیم که برای داشتن یک زندگی شیرین. یه رابطه عاشقانه با همسرمون، یه خونه گرم و شاد و پرخنده... باید تلاش کنیم. حسابی هم تلاش کنیم. بعد تو لحظه لحظه زندگیمون از نتیجه این تلاش لذت ببریم. 

ضرورت زحمت و وقت گذاشتن و استقامت نشون دادن رو که پذیرفتیم بقیه راه خیلی سخت نیست. هزارتا کتاب و فیلم و مشاوره و سخنرانی و مطلب هست که خیلی واضح بهمون یاد میده چیکار کنیم تا همه چیز همون طوری بشه که میخوایم. 

آدم های خوشبختی که اطرافتون میبینید دو حالت دارن. یا در یک خوشبختی موقتی هستن، مثل کسانی که اوایل ازدواجشونه و اون اوایل تازگی دو طرف و ذوق و شوق انقدر هست که دوطرف چشم روی عادت های بد و موارد اختلاف زا ببندن و فقط از بودن با هم لذت ببرن.  مثل آدمی که اتفاقی یک شغل خوب پیدا کرده، موفقیت شغلیش موقتیه اگه با زحمت و تلاش خودش اون شغل رو نگه نداره. 

و یا دارن برای تداوم خوشبختی شون هر روز زحمت میکشن. زحمتی که ما نمیبینیم و فقط غبطه خوشبختی شون رو میخوریم. مثل فرق شاگرد معمولی کلاس با شاگرد اول... تنبلی ها و سرخوشی های اون با زحمتا و خوندن های این. 

حالت دیگه ای وجود نداره. مطمین باشین.



  • فرشته بانو

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی