همسر بهشتی

زن ها فرشته اند...

۳ مطلب با موضوع «کلید طلایی» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم



زندگی خوب بدون زحمت به دست نمیاد! 

 

روی این جمله خیلی باید فکر کرد، خیلی باید کار کرد. این جمله رو خیلی باید بولد کرد، پررنگ کرد، یاد داد... تو ناخودآگاه ما جاافتاده که برای هرچیزی باید زحمت بکشیم. از همون بچگی برای نمره خوب درس می خوندیم، برای قبولی کنکور، برای موفقیت تو هر رشته فوق برنامه ای که انتخاب کرده بودیم چه رشته ورزشی بود، چه هنری... بعد از شب بیداری ها و تست زدن ها و آزمون آزمایشی دادن های کنکور، وارد دانشگاه شدیم. از حالا به بعد باید برای فارغ التحصیلی زحمت می کشیدیم، برای معدل الف، برای نمره گرفتن، تحقیق نوشتن، بعد برای مقاطع بالاتر اگه خوندیم... یا اونایی که شاغل شدن برای شغلشون. برای رضایت کارفرما، برای پیشرفت شغلی... اینا رو پذیرفته بودیم. نمره خوب، کار خوب، درس خوب، اثر هنری خوب، رتبه خوب، موفقیت اجتماعی خوب... بدون زحمت به دست نمیاد. خیلی راحت، خیلی طبیعی، بدون هیچ چک و چونه ای تلاش تو این حوزه ها رو قبول کرده بودیم. 

اما نمیدونم چی شده که به زندگی خانوادگی که میرسه کسی توقع زحمت نداره. این فکر اشتباه از کجا اومده و تو ذهن ما جا خوش کرده که ازدواج میکنیم که همه چی بهتر بشه. بله بهتر میشه، مثل دانشگاه رفتن، مثل سر کار رفتن... ولی این بهتر شدن، راحت تر شدن لازمه ش یه زحمتیه. مثل همون دانشگاه رفتن... مثل سر کار رفتن. 

ولی انگار به زندگی که میرسه انگار قرار نیست زحمتی باشه. میخوایم خودمون باشیم با همون اخلاقای گذشته، همون عادت های گذشته... همون تنبلی های گذشته... به علاوه کلی خواسته و آرزو و خیال برای یک زندگی رویایی. بعد هم که نمیشه همه کاسه چه کنم دستشون میگیرن. چی بود این ازدواج؟ چرا کسی نگفت انقدر سخته؟ چرا اونجوری نیست که فکر می کردیم...

ما آدم تلاش کردن نیستیم!

یعنی هستیم ها، همون خانم شاغل، برای رضایت رییس و قوانین محیط کارش شش صبح بیدار میشه تا هفت و نیم برسه سر کار، هر روز هفته... سخته، خیلی سخت. ولی تلاش میکنه برای حفظ چیزی که میخواد. برای پیشرفت تو شغلش. رسیدن به اون ایده آل شغلی که مدنظرشه. اما همون خانم اگر خونه دار باشه شش صبح بیدار نمیشه برای همسرش صبحانه حاضر کنه. چه چیزی مگر تغییر کرده؟ ازدواج و زندگی مشترک هم یک فضای و زمینه جدیده، که دنبال موفقیت و پیشرفت هستیم توش. پس باید تلاش کنیم، باید به خاطر از یک سری خوشی ها و راحتی هامون بزنیم تا یه خوشی ها و راحتی های دیگه ای پیدا کنیم. اما یه تفکر غلط خیلی وقته تو ذهن ما جاافتاده، اینکه زندگی باید بدون زحمت خوب باشه!

همون خانم از شب قبل حواسش هست لباسش شسته باشه، اتو باشه، مرتب باشه برای سر کار. هزینه میکنه برای مرتب بودن سر کارش. ابروهاش پرنباشه. صورتش مرتب باشه... اما به لباس تو خونه که میرسه، هرچی راحتم بپوشم. هرچی دم دسته بپوشم... میخواد رنگاش با هم بیاد یانه، شلوارش زانو افتاده باشه یا نه، دامنش قدیمی باشه یا نه... تکراری باشه یا نه.. شوهرم دوست داشته باشه یا نه... اصلا شوهرم چی دوست داره؟ لباس رسمی سر کارمون رو میدونیم. رنگ  واندازه و فرم... اما نمیدونیم لباسی که شوهرمون دوست داره چیه؟ مگه خونه یه حوزه جدید نیست؟ که میخوایم توش موفق بشیم و به آرزوهامون برسیم؟ رویاهامون درباره زندگی محقق کنیم. چرا واسه این یکی تلاش نمیکنیم؟

یک خانم شاغل رو تصور کند که میخواد ارتقای رتبه بگیره تو شرکت محل کارش. چقدر وقت میذاره، چقدر تلاش میکنه، همه فکر و ذکرش میشه اون موفقیت، ایده میزنه، مشورت میگیره، توانایی هاش رو زیاد میکنه، قابلیت هاشو افزایش میده... این عزم جدی، اگه تو زندگی خانوادگی بود، قدرت این رو داشت که یک زندگی در حال طلاق رو نجات بده، چه برسه به خوب کردن یک زندگی معمولی... فقط مشکل اینه که به زندگی خانوادگی که میرسه همه چی باید خودش خوب باشه... خودش خوب بشه... و اگر نشه و نباشه تقصیر هرکسی هست جز ما. 

همه مشکل همین جاست. ما آدم تلاش کردن برای زندگی مشترک نیستیم. شاید چون اصلا تا امروز نمیدونستیم که برای زندگی مشترک هم باید تلاش کرد. همون طور که موفقیت تو کار بدون زحمت به دست نمیاد و اگه بیاد هم پایداری و دوامی نداره، خوشبختی تو زندگی مشترک هم بدون تلاش به دست نمیاد و اگه بیاد، مثل روزهای عقد و ماه عسل و یکی دوسال اول زندگی، این هم دوامی نداره. اگه با زحمت و تلاشمون حفظ و تثبیتش نکنیم. 

گره کور ماجرا همین جاست. اینکه باید برای خودمون جابندازیم که برای داشتن یک زندگی شیرین. یه رابطه عاشقانه با همسرمون، یه خونه گرم و شاد و پرخنده... باید تلاش کنیم. حسابی هم تلاش کنیم. بعد تو لحظه لحظه زندگیمون از نتیجه این تلاش لذت ببریم. 

ضرورت زحمت و وقت گذاشتن و استقامت نشون دادن رو که پذیرفتیم بقیه راه خیلی سخت نیست. هزارتا کتاب و فیلم و مشاوره و سخنرانی و مطلب هست که خیلی واضح بهمون یاد میده چیکار کنیم تا همه چیز همون طوری بشه که میخوایم. 

آدم های خوشبختی که اطرافتون میبینید دو حالت دارن. یا در یک خوشبختی موقتی هستن، مثل کسانی که اوایل ازدواجشونه و اون اوایل تازگی دو طرف و ذوق و شوق انقدر هست که دوطرف چشم روی عادت های بد و موارد اختلاف زا ببندن و فقط از بودن با هم لذت ببرن.  مثل آدمی که اتفاقی یک شغل خوب پیدا کرده، موفقیت شغلیش موقتیه اگه با زحمت و تلاش خودش اون شغل رو نگه نداره. 

و یا دارن برای تداوم خوشبختی شون هر روز زحمت میکشن. زحمتی که ما نمیبینیم و فقط غبطه خوشبختی شون رو میخوریم. مثل فرق شاگرد معمولی کلاس با شاگرد اول... تنبلی ها و سرخوشی های اون با زحمتا و خوندن های این. 

حالت دیگه ای وجود نداره. مطمین باشین.



  • فرشته بانو

بسم الله الرحمن الرحیم


خلاصه یکی دیگر از سخنرانی های کلید طلایی که به نظر من واقعا مثل یک کلید طلایی برای حل مشکلات خانوادگی هستند:


-  اگر دو نفر عاشق یک ولی خدا باشند ، او خودخواهی اینها را ازشان می گیرد . بعد چون خودخواهی ندارند این دو نفر محبت شان به هم در اوج عشق می شود . 

عالی ترین محبت بین هر دو انسانی به ویژه زوجین زمانی است که هر دو دلداده ی یک موجود برتری باشند . 


 -  نیاز عاطفی آنقدر قوی است که وقتی تامین شود گاهی آدم دیگر احتیاجی به نیاز مادی هم ندارد(عروس و دامادهایی که وقتی با همند از غذا هم یادشان می رود !) حالا یک نیاز دیگری هست که از نیاز عاطفی هم بالاتر است . آن هم نیاز به نور است . همه ی کتاب های آسمانی اشاره کرده اند که خدا قبل از خلقت عالم نور کسی را آفرید که ما معتقدیم آن نور حضرت محمد(ص) بوده است . ما نیاز به نور داریم و تا نورمان کم می شود پریشان می شویم . پریشانی های ما خیلی از اوقات به خاطر این کم شدن نورمان است . ما از 14-15 سالگی نیاز عاطفی خودمان را می فهمیم (نیازهای مادی را که از همان ابتدای تولد) و بعد از یک مدتی که با نور عجین بودیم نیازمان به نور معلوم می شود . وجود خودمان را اگر یک مدت نورانی کنیم (نماز خوب – قرآن – زیارت و ..) بعد از آن نیازمان را به نور می فهمیم . (مثلا یک موسیقی را دلمان می گوید که خوب نیست ، با یکی صحبت می کنیم احساس می کنیم که این نور ندارد یا فلانی نور دارد ...) نور نیاز جسمی را هم برطرف می کند چه برسد به نیاز عاطفی . خیلی از مشکلات زندگی ها به خاطر توقع بیجاست .  اگر نیاز خودت را به نور تامین کردی دیگر توقع بیجا هم نخواهی داشت ! نور اگر کم بشود دعوایمان می شود ، الکی گیر می دهیم و ...


 -  یک چیزی که رفتار زن و مرد را خیلی می تواند تنظیم بکند این است که در بین همه ی سفارش هایی که به مردها و خانم ها گفته اند دو سفارش که دو روی یک سکه است اصلی است . آقایون باید مواظب باشند دل خانوم رو نشکنند خانم ها باید مواظب باشند غرور مرد را نشکنند . 

اطاعت کردن زن از مرد و محبت کردن مرد به زن تعادل بخش زندگی است ! زن به محبت مرد احتیاج دارد . زن ها دنبال این نیستند که مرد از آنها اطاعت کند البته در روایت داریم که گاهی اوقات حرف دل خانمت را گوش بده و صرفا به خاطر دل او  کارهایی را بکن . این اطاعت به خاطر محبت است . 



-  برای تربیت فرزند هم اگر می خواهید بچه های فوق العاده ای داشته باشید که از همه ی خطرات این روزگار در امان باشند خیلی ساده است : مامان تو خونه به بچه میگه از بابا اطاعت کن ! بابا تو خونه به بچه میگه به مامان محبت کن ! و خودشون هم این کارا رو می کنن . 

اما (ره) توی خونه دخترانشان سر سفره بودند مادر بلند می شدند غذا را جمع کنند امام به بچه ها تذکر می دادند مادرتان بلند شده شما نشستید!



-  چه دختری در جامعه از محبت مردها سرباز می زند ؟ دختری که در خانه لبریز از محبت پدر شده ! این دختر صدتا مرد هم به او ابراز محبت بکنند توجه نمی کند . او در خانه مادری را دیده که از جنس خودش است و محبوب است . 

این کلید طلایی در تربیت فرزند خیلی موثر است . 



-  نصیحت آقای بهجت به داماد : هیچ وقت چیزی که طاقت نداره خانمت به او تحمیل نکن !

نصیحت آقای بهجت به عروس : شایسته ترین فرد برای تواضع یک زن مرد اوست !



  • فرشته بانو

بسم الله الرحمن الرحیم


یکی از بهترین مباحثی که تا به حال درباره زندگی مشترک شنیدم همین بحث (کلید طلایی) حاج آقا پناهیان بوده. اینها خلاصه از یکی از اون سخنرانی هاست. توصیه میکنم حتما خودش و هم کامل گوش کنید. 


  * مطالبی که در جلساتی که سخنرانی مشترک برای زن و شوهر است گفته می شود باید به این شیوه باشد که هرکس غرق در وظایف و نصیحت های خودش شود و به دیگری کاری نداشته باشد . عصاره ی فرهنگ غرب این است که هر کسی مواظب دیگری باشد و عصاره ی فرهنگ ما این است که هرکس مراقب خودش باشد . 




*  اولین آسیب مشکلات این است که آدم شک بکند به انتخاب خودش ! بعد از ازدواج یک مطلبی را باید یادتان باشد : هیچ وقت در طول زندگی تان برنگردید به انتخابتان شک بکنید ! این یکی از زیرکی های ناجوانمردانه ی شیطان است . در روایت داریم یکی از مقدرات الهی که به هیچ وجه قابل تغییر نیست بحث ازدواج است . لذا همان جوری که آدم پدر و مادر خودش را انتخاب نمی کند همسر خودش را هم انتخاب نمی کند . این را از ذهنتان ببرید بیرون که شما همدیگر را انتخاب کردید، بلکه جوری با هم یگانه شوید که انگار از اول همین طور بوده است . 

(بحث جدا شدن زوج ها از همدیگر جواب دارد .)


*  ازدواجتان را انتخاب خدا بدانید و در آغوش خدا با هم زندگی کنید و این کلام را به صورت جدی از خدا بشنوید که من شما دوتا را برای هم آفریدم .بدانید که تلاش ما برای انتخاب همسر در واقع پرده برداشتن از تقدیر شیرین الهی بوده. پس آن تقدیر را بپذیریم و در آن شک نکنیم .  و اگر مشکلی هم در زندگی پیش آمد بدانید که شما باید در همان مشکل رشد بکنید! ما نمی توانیم جلوی امتحان های الهی را بگیریم . یک خیال خام است که آدم فکر کند مشکل نداشته باشد . 



*  امام (ره) برای هرکس عقد می خواندند می گفتند : بروید با هم بسازید . 

یکی از آنها به امام گفته بوده حالا یک نصیحت دیگری هم بفرمایید . امام تکرار کرده بودند . باز گفته بودند حالا یک نصیحت دیگر . باز هم امام همان جمله ی اول را تکرار کرده بودند . یعنی اینقدر این امر مهم است . زن و شوهر باید انعطاف پذیری داشته باشند .هر چه آدم خودخواهی را کم بکند به درجات بالای معنوی بیشتر می رسد و زندگی شیرینی خواهد داشت . 




*  تلاش ما در زندگی مشترک باید برای اوج و حداکثر بهره برداری از این زندگی باشد . این حداکثر بهره وری استعدادها را شکوفا می کند . هر دانشجویی دانشمند و هر رئیسی مدیر کل می شود ! بسیاری از ضعف هایی که در جامعه برای مردها یا زن ها می بینیم مال این است که این خانه در اوج بهره برداری نیست .

( ماه عسل را ما سی روز نمی دانیم این مال خارجی هاست . ماه عسل را سی سال می بینیم !)

خانواده ی موفق همین که با هم دعوا نکنید یا بچه های خوبی داشته باشید نیست .  خانواده ی موفق اوج بهره وری است و این اوج با برنامه ریزی به دست می آید . 


*  یک بهره ی عرفانی از ازدواج این است که خدا می فرماید من در رابطه ی شما دو نفر نشانه ی خودم را قرار دادم . (چرا فیلم های عشقی اینقدر انرژی دارند در جذب مردم ؟ و در هر فیلم و داستانی یک ازدواج و طلاق هست ؟ چون در این یک سری است !)


*  زندگی خوب آن است که بعدا شیرین تر از الان می شود . اما چه جوری ما به آنجا برسیم ؟

زن با مرد متفارت است . مهم ترین وجه تفاوتی که زن و مرد باید به آن توجه کنند و مهم ترین اصلی که باید به عنوان یک تک اصل آن را مراعات بکنند و همه ی توصیه های دیگر زیر سایه ی آن قرار می گیرد چیست ؟

آقایون باید مواظب باشند در طول زندگی دل خانمشان را نشکنند و خانم ها مراقب باشند غرور شوهرشون را نشکنند . هم تلخی های زندگی به این برمی گردد و هم شیرینی های زندگی . 

مهم ترین امری که از خانم ها به آقایون باید برسد تواضع است و مهم ترین امری که از آقایون باید به خانم ها برسد محبت است . 



*  زن ومرد رابطه ی کاملا مساوی با هم ندارند . هرکس باید به حق و استعداد خودش برسد . هر کدام که نقصی در این حالت از طرف مقابل دیدید بدانید در همین وظیفه ی خودتان کوتاهی کردید : مرد می خواهد که مظهر اقتدار باشد و زن می خواهد مظهر محبوبیت باشد . 

تعادل روحی بچه ناشی از این رفتار مادر و پدر با یکدیگر است . 


*  بعضی ها دنبال همسری می گردند که راحت باشند ، بعضی ها دنبال همسری می گردند که او را در راحتی قرار دهند !زندگی را محلی برای رشد خودتان در نظر بگیرید و خدمت کردن به دیگری . به خودتان بگویید : من باید آدم بشوم در این زندگی ! دیگری چه ؟ او باید از من خدمت بگیرد !


*  به مرد سالاری معتقدیم از لحاظ حقوقی و به زن سالاری معتقدم از نظر عاطفی . 

اگر بنا باشد سالی یک بار هدیه به مادر بدهی و یک بار هدیه به پدر این اشتباه است چون پیامبر (ص) فرموده است سالی سه بار باید هدیه به مادر بدهی و یک بار هدیه به پدر . به جایش از پدر باید اطاعت کرد . 


*  برنامه ریزی فرهنگی برای رشد فرهنگی جامعه بسیاری اش بیخود و آب در هاون کوبیدن است . کار اصیل تقویت و اصلاح بنیاد خانواده است . 


*  ان شا الله زیبایی تشکیل یک خانواده ی خوب نصیب ما بشود . 

امیرالمومنین وعده داده اند در نهج البلاغه که مومنان بیشتر از مترفان ( کسی که پول دارد برای عیاشی) از زندگی بهره می برند .


  • فرشته بانو