همسر بهشتی

زن ها فرشته اند...

سیاست یعنی چی؟ (۲)

دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۰۹ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


پنجم اینکه زن باسیاست مهربونه. خوش قلبه. واسه همه آدما، همه اطرافیانش خیر میخواد. خوشی میخواد. براشون دعاهای خوب و آرزوهای قشنگ میکنه. میدونم خیلی سخته آدم حسود نباشه، کینه نداشته باشه، تلافی نکنه و ... اما زن باسیاست رو خودش کار میکنه. تمام تلاشش رو میکنه برای خوش قلب بودن. بعد، این خوبی واقعی و درونی ناخودآگاه به رفتارش سرایت میکنه و اونو عزیز میکنه. یکی از دوستام باوجود اینکه دل خوشی از خانواده شوهرش نداشت، یه سال به شوهرش پیشنهاد داد یه هدیه خیلی گرون واسه روز مادر برای مادرشوهرش بخرن. حتی به زحمت اونو راضی کرد تا برادرخواهراشم راضی کنه تا همه پول بذارن و این کارو بکنن. اونا که بچه هاش بودن میگفتن نه و لازم نیست، ولی این اصرار میکرد. آخر هدیه گرون رو خریدن. اطرافیان خودش و دوستاش بهش میگفتن تو خیلی خُلی! به توچه برای هدیه خریدن واسه مادر اونا پیش قدم میشی؟ با این وضعیت مالی تون چرا پیشنهاد هدیه گرون میدی؟ مگه اونا برای تو چیکار کردن. مگه خودت همیشه از دست مادرشوهرت ناراحت نبودی؟ اون بنده خدا هم همش میگفت چرا چرا چرا. همه اینا هست. ولی واقعیتش اینه که من تو این قضیه مادرشوهرم رو مادرشوهر ندیدم. یه مادر دیدم که خیلی برای بچه هاش زحمت کشیده و حق داره یه بار از ته دل خوشحالش کنن. میدونستم اون وسیله خیلی خوشحالش میکنه، خیلی بهش نیاز داره و بچه هاش حواسشون نیست. من همه این فکرها و حساب کتابا و ناراحتی هام رو گذاشتم کنار و به خدا گفتم این کارا رو فقط برای خوشحالی یه مادر میکنم. همه مادرا عزیز تو هستن. 

همه اینها در حالی هست که شوهرش واسه روز زن براش هیچ کار خاصی نکرده بود. اما بعد این قضیه شوهرش همسرش رو میذاشت رو سرش، همون هزینه رو هم برای خانومش و هم برای مادرخانومش هم کرد. خیلی از خانواده شوهرش فکرکردن اینا همه از سیاستشه! گفتن فلانی خیلی باسیاسته! با یه کار اینطوری چطور مرد رو رام خودش کرد. اما واقعیت این بود که ربطی به سیاست و زرنگ بازی نداشت. همه ش یه خوش قلبی بود که نتیجه قشنگشو به صاحبش نشون داده بود. 

ششم اینکه زن باسیاست خودش رو دوست داره. قبول داره. اعتماد به نفس خوبی داره و این حس خوبی که نسبت به خودش داره رو به شوهرش منتقل میکنه. حرفای ما درباره خودمون ناخودآگاه روی نگرش بقیه از ما اثر میذاره. دیدید بعضی ها خیلی تابلو از خودشون تعریف میکنن؟ همون جا که حرفاش رو میشنوی تو دلت میگی نگاه کن چه آدم ضایعی! آخه اینقدر تابلو که آدم از خودش تعریف نمیکنه! ولی با این وجود بعد اون قضیه ناخودآگاه چیزایی که ازش شنیدی - حتی با همه تابلو بودن و تو ذوق زدن- رو دیدی که نسبت بهش داری اثر میذاره. دیدت تو اون زمینه بهتر میشه. حالا واسه شوهر خیلی لازم نیست حواسمون باشه تابلو نباشه و تو ذوق نباشه. اتفاقا تابلو بودنش هم خودش یه جور بانمکه. ولی اغلب سعی کنین پنهانی باشه. مثلا اگه یه مهمونی رفتین و یکی دونفر اونجا از قیافه تون یا لباستون تعریف کردن، وقتی برگشتین بگین نمیدونی همسرت مشب چه جوری می درخشید! فلانی اینجوری گفت، فلانی اون حرفو زد. اصلا لازم نیست دروغ قاطیش کنین ولی همونایی که هست رو بگین. خوب بگین. با آب و تاب بگین. از چهره تون، از موهاتون، از اندامتون تعریف کنین. از سلیقه تون، دستپختتون. یکی از بهترین راهاش هم همین نقل قول حرفای بقیه س. حتی شده با یک ذوق کودکانه بگی دخترخاله ت میگفت آش های شما که حرف نداره! یا مثلا جلو آینه واستی، خودتو نگاه کنی، از خودت تعریف کنی. البته نه افراطی. همه ش باید ظریف و ملایم باشه. و لازمه ش هم اینه اینایی که میگی رو قبول داشته باشی! یکی از دوستام میگفت دوستی داره که حسابی پوستش تیره ست. این خانم باسیاست میگفته من یه جوری خودم رو به شوهرم نشون دادم، یا خودم رفتار کردم یا درباره خودم حرف زدم که اون فکر میگنه تنگ بلوره زنش. بله. حرف اینقدر اثر داره. 

از اون طرف زن بی سیاست واقعی واقعی اونه که ضعف ها و عیباش رو به شوهرش بگه. وااای این خیلی بده. یعنی شما رو دردودل و صمیمی شدن یه چیزی میگین، ولی اون هیچ وقت از ذهنش بیرون نمیره. بیا و درستش کن! اگه واقعا نیاز دارین درباره این چیزا با یکی حرف بزنین، اینکه موهاتون کم پشت شده، اینکه جوش میزنین، اینکه از بچگی چشاتون ریز بوده، اینکه لباسای فلان مدلی بهتون نمیاد، اینکه رنگ پوستتونو دوست ندارین، اینکه دکتر گفته اوضاع دندونات خیلی خرابه...اینکه اینکه اینکه. همه اینا رو بگین. خودتون خالی کنین. ولی نه به شوهرتون. به یه دوست مثلا. اونم وقتی شوهرتون نیست. یه بار من داشتم تلفنی با مادرم صحبت میکردم و وسط حرفام درباره لباس و اینا گفتم من اندامم فلان مدلیه، این لباسا نمیاد. دیدم توجه شوهرم جلب شد. فهمیدم عجب اشتباهی کردم! حالا رفت تو ذهنش. چه جوری درش بیارم؟؟؟ یه نکته هست که باعث میشه بعضیا این حرفا رو جدی نگیرن اونم اینه که من همینم که هستم. شوهرم همین جوری منو دیده، پسندیده، انتخاب کرده وباید پاش واسته. حالا مگه اون حضرت یوسفه خودش! همه این حرف ها درست، ولی ماجرا مثل این می مونه که غذاتون یکم شور شده باشه. اگه هیچی نگین و به روی خودتون نیارین یا مثلا یه عذرخواهی کوچیک و سرسری بکنین، مهمون هم جدی نمیگیره. ولی اگه دم به دقیقه خودتون بگین چقدر شور شده، وای ببخشید، خیلی شورشده، شرمنده... اونم غذا زهرش میشه و هی طعم شوری رو بیشتر احساس میکنه. 

هفتم اینکه زن باسیاست خودش رو به شوهرش نشون میده. با حرف هاش، با کارهاش، خودش رو برای شوهرش تعریف میکنه. این کار واسه خود اون شوهر هم فایده داره. باعث میشه زنش رو بیشتر دوست داشته باشه، حس بهتری نسبت بهش داشته باشه. مثلا شما میرین یه سفر زیارتی و اونجا واسه دوستتون دورکعت نماز به نیابت میخونین. بعدش ادما دودسته رفتار میکنن. یه عده وقتی طرف رو میبینن بهش نمیگن که این کارو برات کردم. ولی یه عده بهش میگن تا خوشحالش کنن. به نظر من گروه دوم یه ثواب مضاعفی هم می برن. علاوه بر ثواب نماز خوندن براش، ثواب خوشحال کردنش رو هم میبرن. حالا خیلی وقتا کارای ما اینطوریه، زحمتامون رو به شوهرمون نشون نمیدیم. حالا نه تابلو تو ذوقش بزنیم ها. ولی مثلا از صبح تا عصر خونه رو شستیم و رفتیم، وقتی برمیگرده فقط خستگیمون براش مونده. یا میریم میخوابیم و با خودش میگه چه زن خوابالویی! نهایت یکم غرغر میکنیم که از صبح داشتم این خونه رو می سابیدم! هلاک شدم! اما زن باسیاست هیچ وقت برای کارای خونه اونقدر وقت نمیذاره که از انرژیش برای رسیدگی به شوهرش کم بشه. از طرف دیگه به جای غرغر کردن، با ذوق و شوق میگه نمیدونی امروز این خونه رو چیکااار کردم. ماه شده! در کابینتا رو باز میکنه نشون میده، برق تو سینک رو نشون میده. بسته های بامجون کدوش رو چیده رو میز... حتی یکی میگفت من یه سری از کارام رو میذارم جلو شوهرم انجام میدم. که فکر نکنه این خونه خودش خود به خود تمیز میشه، تمیز می مونه.

یه بار یکی تعریف میکرد که یکی از دوستاشون خیلی رابطه خوبی داشتن. یه بار که تو جمع صحبت زن و مرد و مردایی که شب ها به تحقیقاتشون میرسن، شده، آقا با افتخار گفته من که هرشب تا هرساعت بیدار بمونم خانومم پابه پام بیدار می مونه. امکان نداره قبل من بخوابه. اون بنده خدا میگفت من خانومش رو کشیدم کنار گفتم خب تو چه جوری میتونی؟ شاید اون بخواد تا صبح بیدار بمونه؟ چه جوری به کارای دیگه ت میرسی؟ خانومش گفته ببین من صبح که شوهرم میره سر کار قشنگ میگیرم تا ظهر میخوابم و خوب استراحت میکنم. بعد انرژی دارم که تا هروقت اون بیدار بود پابه پاش بیدار باشم و بهش برسم. خلاصه اینجوریه، زنای باسیاست برنامه زندگی، حرف ها و رفتاراشونو طوری تنظیم میکنن که کارای خوبشون بیاد رو. 


  • فرشته بانو

سیاست

سیاست زنانه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی