همسر بهشتی

زن ها فرشته اند...

قدم قدم تا یک شنونده فعال، گام دوم: رها کردن

چهارشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۲۸ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



در مورد ضرورت این موضوع و گام اول اینجا مفصل صحبت کردیم. حالا نوبت گام دومه. از درگیری های هفته های اخیر من که بگذریم، یک دلیل اصلی تاخیرم برای گذاشتن گام دوم این بود که میخواستم گام اول حسابی جابیفته. درونی بشه و بعد بریم سراغ گام دوم. چون تو هر مرحله گام قبلی تموم نمیشه، بلکه گام جدید هم بهش اضافه میشه. نمیدونم چند نفر تو این قرار با من همراهن ولی خودم که واقعا جدی هستم. یه تجربه هایی هم توی گام اول داشتم. یکی همون نگاه کردن به طرف مقابل بود وقتی داره چیزی برات میخونه. این قسمت قضیه یکم برای من سخت بود چون معمولا رعایتش نمیکردم. اما تو این مدت با همه سختی هاش تقریبا موفق بودم. وقتی همسرم داره از روی گوشی یا کامپیوتر یه چیزی برام میخونه من مستقیم بهش نگاه میکنم. 

نکته دوم توجه کردن به افرادی بود که معمولا حواسمون بهشون نیست و دنبال جذب محبتشون نیستیم. مثلا بچه ها که حرف هاشون تمومی نداره. یا مامان بزرگ ها که یک دنیا خاطره و حرف دارن. نگاه کردن موقع حرف زدن اونها سخت تره. چون معمولا بدمون نمیاد حرفشون زودتر تموم شه. اما همه انسان ها محترمن و عزیزن و از همه مهم تر همه این موقعیت ها تمرینه واسه ما. پس حواسم به این نکته هم بود. 

شما هم اگه با این قرار همراه بودین، تجربه های گام اول رو برای ما بگین. 

اما گام دوم، یه مقدار سخت تره . مبارزه با نفس بیشتری میخواد. اما خب، نتیجه ش هم شیرین تره. 

اسمش رو گذاشتم رها کردن. یعنی چی؟ وقتی یکی داره با شما حرف میزنه، نه تنها بهش نگاه کنید، بلکه هر کاری که دارید میکنید رو هم رها کنید و شش دانگ حواستون رو بدین به اون. 

 

مثلا دارید با گوشی تون کار میکنید و همسرتون یه چیزی رو تعریف میکنه. نه تنها نگاهش کنید، بلکه گوشی تون رو بذارید کنار، رو میز، رو مبل و .. و نگاهش کنید. 

دارید غذا درست میکنید و همسرتون حرف میزنه، نه تنها نگاهش کنید بلکه کلا کارتون رو ول کنید و بیاید بشینید روبه روش و به حرفش توجه کنید. شما دارید پیاز خرد میکنید. همسرتون از داخل هال میگه راستی امروز... آشپزخونه اپنه، میبینیدش، نگاهش میکنید... اما اینا کافی نیست. پیاز و بشقابش رو اونجا رها کنید و بیاید تو هال و به ادامه حرفش گوش کنید. 

روی صندلی کامپیوتر نشستید و دارید کار میکنید. بچه تون میگه راستی مامان امروز... نه فقط روتون رو برگردونید و نگاهش کنید، بلکه کاپیوتر رو بذارید رو حالت اسلیپ، از جاتون بلند شید، بشینید روبه روش و گوش کنید...

دارید داخل یک کتاب دنبال چیزی می گردید، روی یه برگه چیزی مینویسید، و همکارتون، هم کلاسی تون حرفی میزنه. نه تنها سرتون رو بلد کنید و نگاهش کنید. بلکه کتاب رو ببندید و بذارید روی میز، برگه رو از دستتون جدا کنید و کنار بگذارید... و بعد نگاهش کنید. 

البته همه این موقعیت ها یه شرط داره که خودتون میدونید. اونم اینکه حرف طرف مقابل طولانی باشه. نه اینکه یه جمله بگه و تمام .تو این موارد اصلا به رها کردن کار نمیرسه. صرف نگاه کردن، حرف تمام میشه. اما اگر یه صحبت یا کار چند دقیقه ای هم بود، کارتون رو رها کنید، دربست مقابلش بشینید و تمام و کمال به صحبت هاش گوش بدید. 

سخته؟ میدونم. عجیبه؟ میدونم. خیلی ها ارزش این توجه ها رو ندارن؟ میدونم. اغلب افراد دور و برتون خودشون نکات خیلی ساده تر رو رعایت نمیکنن؟ میدونم. خیلی ها حرفاشون تمومی نداره؟ میدونم. 

پس چرا باید این کارا رو بکنیم؟ چون این نکته ها شرط عزیز شدنه. همسرتون دیگه نمیتونه بهتون نه بگه، همکارتون داوطلبانه کمکتون میکنه، دل بچه تون پر از عشق و قدردانی نسبت به مادرش میشه، مادرشوهرتون هواتون رو بیشتر داره...

و از همه اینها خیلی مهم تر: این کارها احترام به بنده های عزیز خداست. 

 

تو حدیث قدسی هست:الخلق عیال الله فاحب الخق الی الله من نفع عیال الله: مردم خانواده خدایند، پس محبوب ترین بندگان نزد خدا، کسی است که نسبت به خانواده خدا پرفایده و مهربان باشد.



  • فرشته بانو

شنونده فعال

مهارت های شنیدن

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی